شيور؛ مزرعه شعر و آبشار و چشمه و سنگ
چند غار طبيعي در ارتفاعات شيور وجود دارد. در غرب، روستاي لامان آبشاري دارد و در انجرد يخچال طبيعي ـ غار ـ آشناست. چمنزاري به نام « يئللي » هم هست. در دل شيور باز آبشاري ـ شرشر گيش ـ است و چشمه هاي متعدد همچون « سويوخ بولاق ». حتي بندي قديمي با نام « چوئوش گولي » هنوز آثاري براي تماشا دارد. در گذشته گويا از اين بند لوله كشي سفالي به اراضي پايين دست صورت گرفته بود و چنانكه معروف است از همين بند، لوله كشي و انتقال آب تا بقعه شيخ شهاب الدين در جنوب شهر اهر انجام مي گرفت. ميوه هاي وحشي به ويژه آلوچه از مهمان هاي شيور پذيرايي مي كند. شيور و دامنه هايش يادآور سنگر گرفتن هاي اميرارشد است و از قله ي شيور به نام قلعه ي شيور نيز ياد مي شود و دو قله ي آن با نام هاي « قاباخ قلعه » و « دالي قلعه » خوانده مي شود. در دامن شيور قطعه سنگ عظيم الجثه اي به نام « سوپاند داشي» وجود دارد و زير آن غاري است.
قديم در پاي شيور كارگاه روغن كشي فعال بوده و كار معدن نيز اينجا ديرينه اي دارد. در سمت شرقي شيور و فرادست روستاي جوبند، عنوان محلي « گوموش كاني » نشان و نشانه اي از وجود معدن است. ضمن كه معدن مهم آهن هم دارد. در واقع از قديمي ترين مكان هاي معدن كاوي در ايران، يكي همين دامنه هاي شيور است. علاوه بر معدن مس مزرعه، اخيراً فعاليت استخراج مس در انجرد نيز آغاز شد و بنا به گفته ي معاون امور معدني سازمان صنعت، معدن و تجارت آذربايجان شرقي، اهر به خاطر اين معادن قطب دوم مس نام مي گيرد و در واقع شيور همانا سونگون دوم است.
شيور موزه زمين شناسي به حساب مي آيد و به ويژه معدن و سنگ... شيور براي گردشگري كوهستان، براي ورزش هاي كوهي، براي كوه روي و كوه پيمايي و صخره نوردي و... مناسب است و البته همواره ميزبان گروه هاي كوهنوردي است. شيور گياهان دارويي هم به وفور دارد. بالاي بالا كه مي رويم مزرعه اي از سنگ و صخره تماشا دارد و اين اشكال سنگي كه محصول هوازدگي و فرسايش است، از منظر ژئوتوريسم اهميت دارند. جامعه انساني در بستري از سنگ و صخره و كوه و هم آوايي با طبيعت خلق حكايت ها و افسانه هايي را موجب شده است و كوه از حيات ما جداشدني نيست. افسانه ي دو قله ي شيور مي گويد اين ها دختر و پسري عاشق هم بوده اند كه توسط جادوگري چنين گشته اند.
ما آن سان كه كوراوغلي مي گويد « در دامن كوه بزرگ شده ايم ». زندگي ما به كوه بسته است وشعراي ما اين وابستگي را خوب به نظم كشيده اند. پيرامون اهر را كوه ها فراگرفته اند و در ميان همه ي آن ها، «شيور» بيشتر دل شاعران را ربوده است. شيور الهام بخش شاعران بسياري در منطقه بوده است و در اشعار استاد بارز بسيار آمده است. زادگاه و مدفن بارز روستاي « آي پيرزن » است كه آن هم محصول آب و هواي شيور است و در مسير شيور مي توان به اين روستا و محل آرامگاه بارز هم رفت. در كنار روستا كوه « ائل داياقي » از ارتفاعات پايين دست شيور دوست و غمخوار استاد بارز بوده است و استاد نظيره ي « ائل داياقنا سلام » را سروده است كه از نظر زماني دومين نظيره بر حيدربابايه سلام است. گفته آمد كه شيور براي بارز اهميت داشت و چند شعر براي آن سروده است. در شعري مي گويد:
كؤنلوم چوخ ايسته يير ياخيندان گؤروم
اي عزيز خلقينه وفالي شيور
اوره ك ايسته گيم سن بو باهار چاغي
لاله دن، سونبولدن صفالي شيور
جئيرانلار يايلاغي ايستي قوچاغي
آسلان لار بسله ين هر بير بوجاغي
داييم شفق چالان نورلو اوجاغي
ايشيقلي گون كيمي ضيالي شيور
.....
حتي زنده ياد علي منفردي نظيره اي به نام « شيور داغئنا سلام » دارد. بندي از آن چنين است:
شیور داغی گول چیچه ین سولماسین
ایگیت لرین کونلی غمه دولماسین
اوغلان لارین سندن اوزاق اولماسین
بیر گون اولار بیزدن ده بیر یاد اولار
یاخچی پیسدن تکجه قالان آد اولار
حسن فروتن اقدم، حسين همت جو، صولت عطالو و شاعران ديگر هم با شيور دوستي داشته اند و دارند.
صولت عطالو مي گويد:
دور شئیوَریم بیرده وئرک ال- اله
آجی – شیرین سال اله یه بیر اله
بیر تاققا وور یاتانلاری سیلکله
آجی- شیرین بو دونیادا بؤلگودو
هر بیر آجی بیر شیرینه اولگودو
همت جو در نظيره ي خود با عنوان «شيورداغي» مي گويد:
صاف گجه لر اولدوزلاری سایاردیم
سایا سایا باش سینه وه دایاردیم
یاواش یاواش گوزلریمی یوماردیم
هیچ بیلمزدیم نواخ یاتیب دورموشام
چوخ گجه لر سندن اولوب اویموشام
در مسير شيور ما ابتدا، كوه كوتاه قد « قيزيل قيه » را در كنار جاده مي بينيم كه براي خود نامي دارد. اين كوه الهام بخش خلق نخستين نظيره بر منظومه « حيدربابايه سلام » ـ اثر استاد شهريار ـ بوده است. نظيره ي « قيزيل قيه يه » سلام توسط سيف اله دلخون سروده شده است.
اهميت شيور براي ايجاد گردشگري و رونق آن از آن جهت بالاست كه مجموعه اي از جذابيت هاي متنوع در منطقه محدودي جا گرفته اند. دسترسي به شيور آسان است. جاده ي آسفالت در شمال اهر ما را به پاي شيور مي رساند. از شيور و ديدني ها و گفتني هايش سخن فراوان است و آنچه گفته آمد، مثال بود و مثال.....